روز شمار
اوقات شرعی
کنشگری میدانیِ مردم و سرنگونی معادلۀ غیرانقلابی‌ها
azadi

01/07/04

جامعه‌شناس سیاسی نوشت: نیاز به تفسیر و روایتی نیست؛ اجتماع امروز، «صامت» نبود که تحلیل‌گر و فهم‌کننده بخواهد. مردم، همۀ آنچه را می‌خواستند با فریاد و خروش و حرارت عرضه کردند و نیّات و اندیشه‌ها و دغدغه‌ها و آرمان‌ها و حساسیت‌های‌شان را بیان نمودند.

 

 

مهدی جمشیدی جامعه‌شناس سیاسی طی یادداشتی تحت عنوان «کنشگری میدانیِ مردم و سرنگونی معادلۀ غیرانقلابی‌ها» به حضور میلیونی مردم تهران در اجتماع «امت رسوال رسول الله» پرداخته است:
 
1. در این روزها، همواره نیروهای غیرانقلابی از «مردم» سخن می‌گفتند و به نام «مردم» حرف می‌زدند و «مردم» را روایت می‌کردند و خواسته‌های خود را به «مردم» نسبت می‌دادند. راهپیمایی حماسی امروز در تمام ایران نشان داد که این «روایت‌ها» و «نسبت‌ها» و «تفسیرها» و «تحلیل‌ها»، خطا و ناصواب بودند و «مردمِ آنها» با «خودِ مردم»، فاصلۀ فراوان، بلکه تضاد دارد.
 
امروز خودِ مردم، زبان گشودند و با حضور و شعارهای‌شان، خودشان را روایت کردند و بار دیگر آشکار ساختند که «مردمِ روایت‌شده» از سوی جریان غیرانقلابی، «بافتۀ مجازی» و «ساختۀ تخیّلی» است. از این لحظه به بعد، اینان یا سکوت اختیار می‌کنند و یا باز هم همین «مردمِ واقعی» را به دلخواه خویش، روایت می‌کنند، اما هرچه کنند راهی برای برون‌رفت از چاله‌ای که در آن گرفتار شدند، ندارند.
 
صدای «واقعیّت متراکم» و «عینیّت پهن‌دامنه»، آن اندازه بلند و رسا بود که همۀ «کج‌روایت‌ها» و «خلاف‌گویی‌ها» و «جوّسازی‌ها» را بلعید و منهدم کرد. این قبیل «ابرواقعیّت‌ها»، تنها پادزهر روایت‌پردازی‌های دروغین هستند. خوشا به‌حال انقلاب که چنین بدنۀ اجتماعی‌ای «وفادار» و «متعهد»ی دارد که هیچ‌گاه، طریق بی‌تفاوتی در پیش نمی‌گیرند و در بزنگاه‌های تاریخی، «بودن‌شان» و «همدلی‌شان» و «انقلابی‌گری‌شان» را عیان می‌کنند.
 
دیگر باب استناد واهی و ارجاع دروغین به مردم، مسدود شده و جریان غیرانقلابی نمی‌تواند از مردم برای منافع خویش، بهره بگیرد و خودش را برآیند مردم بنمایاند. به‌راستی که انقلاب، جان تازه گرفت و طراوتی دل‌انگیز یافت. هم حضور مؤمنانۀ مردم، شگفت‌آور است و هم خاصیّت مصونیّت‌بخشی آن.
 
2. نیاز به هیچ تفسیر و روایتی نیست؛ اجتماع امروز، «صامت» نبود که تحلیل‌گر و فهم‌کننده بخواهد. مردم، همۀ آنچه را که می‌خواستند، با «فریاد» و «خروش» و «حرارت» عرضه کردند و نیّات و اندیشه‌ها و دغدغه‌ها و آرمان‌ها و حسّاسیّت‌های‌شان را بیان نمودند. این جماعت عظیم، سخن ناگفته‌ای باقی نگذاشت. در روزهای اخیر، دو جریان در ایران شکل گرفت که رو در روی یکدیگر قرار گرفتند.
 
جریان ضدّانقلابی و غیرانقلابی، هرچه در توان داشت را به میدان آورد امّا حاصلش، جز تعداد انگشت‌شماری گروهکی و ولنگار و بازی‌خورده نبود که در شبکه‌های اجتماعیِ غربی، سامان‌دهی شده بودند. مردمِ اینها، همین اندازه «کم‌تعداد» و «فرومایه» بودند. در این سو، جریان انقلابی نیز امروز به میدان آمد و خویش را نمایان کرد و نشان داد که چقدر «عمق» و «عقبه» دارد.
 
در نتیجه، ورق برگشت و معادلۀ پیشین، سرنگون شد. جریان انقلابی، باز هم همۀ انداخته‌های خویش را در «معرکۀ میدان»، یک‌جا و ذلیلانه باخت و در متن یک «مواجهۀ عینی»، به حاشیه رفت. آن‌همه تلاش و برنامه‌ریزی و سازمان‌دهی و پول‌پاشی و وعده‌پراکنی و تهییج کجا و این «نتیجۀ ناچیز و تمسخرآمیز» کجا؟! جامعۀ ایران با عمل و میدان‌گزینی و حضور خویش نشان داد که ایدئولوژِ انقلابی، همچنان «صدرنشین» و «پُرجاذبه» و «مقتدر» است و جوّسازی‌ها و هوچی‌گری‌ها در فضای مجازی و در میان سلبریتی‌های دروغ‌پرست، حاکی از واقعیّت اجتماعی نیستند.

 

نظرات
CAPTCHA