برش کیک اقتصاد ایران چگونه باید باشد؟
azadi

97/2/22

اقتصاد ایران مانند یک کیک است. اگر کیک به صورت افقی بریده شود، بخش های جذاب تر در یک بخش و بخش های با جذابیت کمتر در یک بخش دیگر قرار می گیرد.
 
 
 
از دیرباز یکی از مشکلات چرخه‌ تولید محصولات کشاورزی در ایران، موضوع بازاریابی و دسترسی به خریدار بوده است. مسئله ای که به دلیل پراکندگی مناطق تولید محصولات کشاورزی و دوری آن از مراکز فروش و نبود نظام صحیح بازاریابی محصولات کشاورزی، اتفاق افتاده است.
 
جایگاه بازار در روند تولید محصولات کشاورزی و غذایی از آن جهت نیز اهمیت دارد که چون تولید محصولات کشاورزی زمان بر است، لذا عدم وجود بازار مناسب برای محصولات کشاورزی منجر به تحمیل خسارات جبران ناپذیر به تولیدکنندگان می شود.
 
همچنین بسیاری از طرح‌های فنی در جهت افزایش کیفیت و بهره‌وری فرآیند تولید به دلیل نقصان‌های نظام بازار محصولات کشاورزی در عمل اجرا نمی‌شوند.
 
ضروت ایجاد مدیریت واحد تولید و تجارت (بازار)
 
بررسی ساختارهای تولید تا عرضه محصولات کشاورزی در جهان نشان می دهد هماهنگی میان بازار و تولید را متولی تولید برعهده دارد؛ چرا که این موضوع در افزایش بهره وری تولید و بهبود کیفیت تولیدات موثر است.
 
زمانی که بازار در اختیار تولیدکننده قرار داشته باشد، شناسایی ترجیحات و سلایق مصرف کننده برای مدیر تولیدی به صورت کامل مشخص می شود و برنامه ریزی به سمت اصلاح روند تولید از لحاظ کمّی و کیفی پیش خواهد رفت.
 
در اختیار داشتن عنصر کلیدی بازار فواید دیگری نظیر از بین رفتن سیستم دلالی و واسطه گری، اشتغال بیشتر بخش کشاورزی و تامین امنیت غذایی را نیز خواهد داشت.
 
برش کیک اقتصاد ایران چگونه باید باشد؟
 
اقتصاد ایران مانند یک کیک است. اگر کیک به صورت افقی بریده شود، بخش های جذاب تر در یک بخش و بخش های با جذابیت کمتر در یک بخش دیگر قرار می گیرد؛ در حالی که اگر کیک به صورت عمودی بریده شود، هر بخش بریده شده جذابیت لازم را به خودی خود خواهد داشت.
 
در شرایط فعلی که مدیریت واحد بازار و بازرگانی در اختیار وزارتخانه های تولیدی قرار دارد، این وزارتخانه ها می توانند از واردات کاسته و تولید داخلی را حمایت کنند. در این حالت، واردات به عنوان یک گزینه جذاب، از تولید که با سختی های خاص خود همراه است، جدا نشده و مانند گوشت و استخوان در کنار هم قرار می گیرند تا ارزش افزوده لازم را برای اقتصاد ایجاد کنند.
 
در مقابل اگر بخشی مانند بخش بازرگانی که مسئول مدیریت بازار است، از بخش های تولیدی جدا شود، به مثابه برش کیک به صورت افقی و جدا کردن بخش های جذاب و کمتر جذاب اقتصاد از یکدیگر است؛ که در نهایت روند را به سمت بخش جذابتر که بازرگانی باشد، تغییر می دهد.
 
زنجیره تولید تا عرضه محصولات کشاورزی به عنوان یک مثال، مجموعه ای به هم پیوسته است که در کنار هم بودن اجزای آن باعث شکوفایی کل مجموعه تولید می شود؛ به نحوی که هم مصرف کننده از شرایط قیمتی بازار رضایت کامل دارد و هم تولیدکننده به راحتی می تواند محصولات خود را در بازار عرضه کند.
 
قانون تمرکز زمینه اجرای مدیریت واحد تولید و بازرگانی محصولات را مهیا کرد
 
اجرای قانون تمرکز وظایف بازرگانی در وزارت جهاد کشاورزی طی سال های اخیر، مصداقی بود که منجر به بهبود شرایط تولید تا عرضه محصولات کشاورزی شد.
 
این قانون که برگرفته از همان تئوری مدیریت واحد تولید تا عرضه محصولات کشاورزی است، اختیار بازار محصولات کشاورزی را نیز به متولی (وزارت جهاد کشاورزی) واگذار کرد.
 
نتایج بعد از اجرای این شیوه مدیریت در بخش کشاورزی نشانگر درستی و اجرای صحیح این نوع نگرش مدیریتی در کشور بوده است.
 
بعد از اجرای این قانون، دستاوردهای بزرگی در حوزه تولید محصولات کشاورزی نظیر خودکفایی در تولید محصولات استراتژیک(گندم و شکر)، رشد ۲۳ درصدی تولید محصولات کشاورزی و کاهش تراز منفی بازرگانی محصولات کشاورزی برای کشور حاصل شد.
 
خوشبختانه از میان برداشتن این مدیریت واحد از طریق لایحه تفکیک وزارتخانه ها، توسط مجلس شورای اسلامی رد شد؛ اقدامی مثبت که ادامه حمایت از تولید را به همراه خواهد داشت.
 
مهدی سروی
 
شبکه تحلیلگران اقتصاد مقاومتی
 
 
نظرات
CAPTCHA