شروط دوگانه ی قمار نتانیاهو با دوستان صهیونیست ها
azadi

97/2/15

 

در این یادداشت سعی می شود ضمن توجه به دلایل مطرح شدن شروط دوگانه از سوی نخست وزیر صهیونیستی، به تحلیل آنها از زوایایی چندگانه بپردازیم.

 

 

با نزدیک شدن مراسم سالروز تاسیس رژیم غاصب صهیونیستی یا به اصطلاح استقلال آن (شما بخوانید اشغال فلسطین) توسط صهیونیست ها در 1948 میلادی و اعلام موجودیت جغرافیایی رژیم صهیونیستی در درون مرزهای فلسطین، بنیامین نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی با اعلام دو شرط (1- کشورهای شرکت کننده در این مراسم باید درباره ایران و تصمیم آن برای نابودی تل آویو صحبت کنند و بگویند که این کشور بر سراسر خاورمیانه سلطه پیدا کرده و ضمن شلیک موشک به سمت عربستان و اشغال لبنان، سعی در احداث پایگاه های نظامی در سوریه دارد؛ 2- شرط دوم را انتقال سفارت کشورهای مذکور به قدس اعلام نمود و مدعی شد زمان آن فرا رسیده است که حقیقت «مرکزیت قدس برای اسرائیل» به رسمیت شناخته شود) برای حضور نمایندگان هیأت های دیپلماتیک کشورهایی که قصد دارند در این مراسم حضور یابند و «یوم النکبه» (روز نکبت) یا  به اصطلاح «روز استقلال» (اشغال فلسطین) رژیم صهیونیستی را جشن بگیرند، توهمات و یاوه گویی های همیشگی خود را تکرار کرد.

از این رو در این یادداشت سعی می شود ضمن توجه به دلایل مطرح شدن این شروط دوگانه از سوی نخست وزیر صهیونیستی، به تحلیل آنها از زوایایی چندگانه بپردازیم.   

1- اول اینکه در ذیل بررسی دلایل و علل گرایش پیدا کردن نتانیاهو به طرح شروطی دوگانه، به عنوان مدخلی برای ورود به جشن استقلال (یا به عبارتی اشغال)، باید توجه داشت که موقعیت شکننده وی در درون ساختار قدرت رژیم صهیونیستی، وی را به این وا داشته است تا در چنین شرایطی چهره ای مقتدر را از خود برای ساکنین اسرائیلی در درون سرزمین اشغالی، جامعه جهانی و یا حداقل متحدان جهانی و منطقه ای خود ارائه دهد. از سوی دیگر نیز وخامت اوضاع پیش آمده از اعتراضات راهپیمایی‌های «حق بازگشت بزرگ» از سوی جامعه فلسطینیان در سرزمین های اشغالی موجب شده است که نتانیاهو با چالشی عظیم در شرایط فعلی روبرو گردد، از این رو سعی در قبولاندن ایده پایتخت شدن قدس اشغالی به عنوان مرکزیت رژیم اسرائیل دارد. از سوی دیگر نیز پیوند نامبارک صهیونیست ها و سعودی ها، دلیلی بر موضع گیری های صریح وی بر علیه ایران در رابطه با شرایط موجود منطقه و وضعیت آن شده است.

2- اما در ارتباط با تحلیل این شروط، نکته مهم و اساسی این است که نتانیاهو و دیگر مقامات صهیونیستی اگرچه همواره بر علیه ایران جبهه گرفته و ایران و جبهه مقاومت را متهم به دخالت در منطقه کرده اند و مدعی شده اند که همواره از جانب ایران مورد تهدید قرار دارند، اما سخنان اخیر نخست وزیر رژیم صهیونیستی در قالب شرط اول وی حائز نکات و نشانه هایی مهم بود که هم حاوی ویژگی های گفتمان کلاسیک آنها از ایران که ترس و تهمت است، بود و هم حاوی این بود که آنها به نقش ویژه و تاثیر گذار ایران در منطقه که سال های اخیر نیز افزایش یافته است، واقفند. به عبارتی تفاوت سخنان این باره نتانیاهو در ارتباط با ایران و جبهه مقاومت با دفعات گذشته این بود که وی این بار هسته و کانون سخنان خود را نه تنها ترس از ایران و تهدیدهای آن برای تل آویو اعلام کرد بلکه به جایگاه منطقه ای ایران و نفوذ و نقش آفرینی مثبت آن نیز تاکید داشت و مدعی شد که باید جلوی گسترش نفوذ ایران در منطقه را با ایجاد موانعی جهانی گرفت.

3- در واقع نتانیاهو با اشاره به تهدید بودن ایران برای رژیم اسرائیل، عربستان سعودی، لبنان و اشاره کردن به حضور ایران در سوریه، به طرز ناشیانه ای نزدیکی روابط این روزهای تل آویو و ریاض را یادآور شد؛ بطوریکه وی با موضع گیری بر علیه ایران و نام بردن از عربستان سعودی در کنار نام خود، فلسفه داشتن دشمن مشترک برای ریاض و تل آویو یعنی تهران را عاملی مهم برای پیوند و دوستی میان طرفین دانست؛ از سوی دیگر وی با نام بردن از لبنان عملاً به نقش تاثیرگذار حزب الله لبنان به عنوان بخش لاینفک جبهه مقاومت در مناسبات قدرت و سیاست در لبنان و حتی منطقه صحه گذاشت؛ این در حالی است که عربستان نیز در مورد حزب الله و آینده حضور پر رنگ وی در عرصه سیاست و قدرت لبنان ترس و واهمه فراوانی دارد؛ به علاوه اینکه جنوب لبنان به عنوان خط مقدم جبهه مقاومت در سال های اخیر توانسته است نه تنها صدمات و خسارت شدیدی هم از لحاظ پرستیزی و هم از جهت امنیتی به رژیم اسرائیل وارد سازد بلکه با تدبیر و کیاست مدبرانه نیز توانسته نقشه های نفاق گرایانه و فرقه ای سعودی را برای تضعیف لبنان نقش بر آب کند.

4- نتانیاهو و متحدان منطقه ای(عربستان سعودی) و فرامنطقه ای(غرب و بویژه ایالات متحده آمریکا) وی به وضوح دریافته اند که آینده معادلات منطقه ای به آینده تحولات میدانی در سوریه مرتبط است؛ در واقع آنها با گره زدن امروز سوریه به آینده منطقه درصدد هستند تا اقدامات پیش دستانه ای را از طریق تعمیم و تحمیل ایران فوبیای خود به جامعه جهانی تعبیه کرده و به انجام برسانند.

5- به نظر می رسد شرط دوم نتانیاهو مکمل شرط اول وی بوده و در ارتباط مستقیم با آن است؛ در واقع تلاش برای رسمیت بخشی به قدس به عنوان پایتخت هم به اهداف و تلاش های جهانی صهیونیست ها در راستای ایران هراسی مرتبط می گردد و هم به بخشی از شرط اول وی که مدعی دفاع از هستی و امنیت عربستان سعودی است، ارتباط پیدا می کند. بطوریکه انجام هر گونه مساعی تَلظی گونه برای متهم سازی ایران و تهدید جلوه دادن مهمترین و بزرگترین حامی آرمان فلسطین  یعنی ایران از یکسو و نشان دادن دودستگی ها در جهان عرب و نحوه برخورد آنها با موضوع فلسطین (اشاره به ماجرای اخیر به رسمیت شناختن رسانه ای رژیم اسرائیل توسط ولیعهد سعودی)، به عزم جدی نتانیاهو در ذیل مطرح سازی شرط دوم وی یعنی یهودیزه کردن قدس، در این بیانیه بر می گردد.

6- و بالاخره اینکه نتانیاهو خود نیز اگر چه در زبان به موضوع انتقال پایتخت در قالب شرط دوم از شروط دوگانه برای حضور نمایندگان کشورهای میهمان در جشن به اصطلاح استقلال نام برده است اما در عمل نشان داده است که خود او نیز به گفته هایش در این باره نه تنها باور نداشته و بلکه به آن امید چندانی نیز ندارد؛ بطوریکه وی از یک سو با تعیین و مشخص کردن معیارهایی از این دست برای حضور دیگر کشورها در مراسمی مانند مراسم مذکور که از اهمیت بالایی برای صهیونیست ها برخوردار است، نشان داده است که می خواهد در این باره بخت خود و آرمان صهیونیست های رادیکال را بیازماید. و از سوی دیگر نیز با این وعده که ۱۰ کشور نخستی که سفارتخانه هایشان را به قدس منتقل کنند، از روابط بهتر از دیگر کشورها با اسرائیل بهره مند خواهند شد، یک بازی قمار گونه را آغاز کرده است و دست به دامان شانس و اما و اگرها شده است.

مصطفی مطهری: دکترای علوم سیاسی و کارشناس مسائل منطقه ای

کلمات کلیدی:
قمار نتانیاهو,صهیونیست
نظرات
CAPTCHA