بهار اقتصاد ایران در جغرافیای شرق و همسایگان
azadi

96/12/07

اشاره ی رهبر معظم انقلاب به لزوم توجه به شرق و همسایگان؛ 

 

روایتی از شراکت نامتوازن ایران و غرب در اقتصاد/ دولت دوازدهم رابطه اقتصادی و سیاسی با غرب را فرصتی برای توسعه میداند امّا غرب فرصت رابطه به ایران را ابزاری برای کنترل و احیانا تغییر رفتار او قرار میدهد. غرب هماره سعی خواهد کرد "نیاز" دولتمردان و عطش ایشان به ایجاد تعامل اقتصادی و سیاسی را ثابت نگه داشته و حتی بهبود بخشد؛ غافل از اینکه هر دو مشت غرب پوچ است...!

 

 

بهترین مدل و الگو برای رشد و توسعه اقتصادی یک کشور باید مبتنی بر درک صحیح از شرایط فرهنگی، سیاسی و اقتصادی آن کشور باشد. چه بسا مدل اقتصادی "کینزی" در برهه ای از تاریخ اروپا عملکرد مناسبی باشد اما برای همان جغرافیا در دو دهه ی بعد ناکارآمد تلقّی گردد. بر همین اساس رهبر معظم انقلاب با شناخت صحیح از وضعیت داخلی و خارجی کشور طرح "اقتصاد مقاومتی" را مبتنی بر: مردمی نمودن اقتصاد، حمایت از تولید ملّی، توجّه به اقتصاد دانش بنیان، اصلاح الگوی مصرف، نگاه درون زا به اقتصاد و... را مطرح فرمودند. این طرح اقتصادی که راهکاری برای مقابله با جنگ تمام عیار اقتصادی دشمن علیه ملّت ایران است در ضلع دیگری که در فرمایشات رهبر معظم انقلاب اسلامی در بیست و نهم بهمن بیان شد، مبتنی بر شراکت اقتصادی و نگاه به کشورهای "شرق و همسایه" در قبال کشورهای "غرب و دور" است. در این مقال در تبیین این نکته بیان خواهد شد که اساساً نه برای ایران بلکه برای اغلب کشورهای در حال توسعه و نیمه حاشیه، امکان شراکت برد-برد در اقتصاد با کشورهای غربی وجود ندارد.
 
کشورهای اروپایی و آمریکای شمالی که از قضا همان "جغرافیای هدف اقتصادی" در برجام نیز شده اند! خود بزرگترین صادرکنندگان کالا در جهان هستند.آمریکا و کشورهای اروپای غربی به عنوان جغرافیای مرکز اقتصاد یا کشورهای "متروپل" به اقتصادهای حاشیه و یا نیمه حاشیه ای چون ایران به عنوان یک بازار مصرفی خوب با جمعیت 80 میلیون نفر می نگرند. به خصوص اگر در این زمینه بنای بر فشار اقتصاد و جنگ نیز داشته باشند.
 
 
 
 
 
همانطور که در نقشه ی اقتصادی زیر پیداست، کشورهای اروپایی و آمریکای شمالی که از قضا همان "جغرافیای هدف اقتصادی" در برجام نیز شده اند! خود بزرگترین صادرکنندگان کالا در جهان هستند.آمریکا و کشورهای اروپای غربی به عنوان جغرافیای مرکز اقتصاد یا کشورهای "متروپل" به اقتصادهای حاشیه و یا نیمه حاشیه ای چون ایران به عنوان یک بازار مصرفی خوب با جمعیت 80 میلیون نفر می نگرند. به خصوص اگر در این زمینه بنای بر فشار اقتصاد و جنگ نیز داشته باشند. در نهایت آنچه ممکن است بخشی از شراکت و تجارت ایران با این کشورها باشد همانا صادرات مواد اولیه و غیرفراوری شده است که همین امر سبب از بین رفتن مشاغل و درآمدهای بسیار برای کشور خواهد بود.
 
صادرات کشورهای جهان از مجموع تمام محصولات در سال 2016 (Trademap.org)
صادرات کشورهای جهان از مجموع تمام محصولات در سال 2016 (Trademap.org)
 
نکته این جاست که بزرگترین صادرکنندگان جهان دارای بیشترین جمعیت جهان نیستند که علاوه بر صادرات نیازمند انواع دیگری از کالا برای مصرف باشند. بلکه بر اساس آخرین آمار جمعیّت تمام اتحادیه ی اروپا حدود 9.7 درصد جمعیّت جهان است. بنابراین به راحتی میتوان دریافت که بازاری برای اجناس ایرانی در غرب (اتحادیه اروپا یا آمریکا) با توجه به اختلاف سطح کیفیّت یا هزینه های تمام شده وجود ندارد.
 
 

نقشه کشورهای جهان و جمعیّت آنها

نقشه کشورهای جهان و جمعیّت آنها
 
شراکت نابرابر ایران و غرب به روایت آمار

عدم توجّه به نقشه ی منطقه و همسایگان و کشورهایی که با ایران روابط سیاسی، فرهنگی و امنیّتی خوب دارند باعث شده است که بازارهایی که اجناس ایرانی در آنها امکان عرضه دارد رها شده و هدف تجارت و اقتصاد را در هزاران کیلومتر دورتر جستجو کنیم. بر این اساس بدترین نوع تعامل اقتصادی برای ایران از سوی کشورهای اتحادیه اروپایی و قاره آمریکا اتفاق افتاده است که بی گمان این وضعیت نامتعادل پس از برجام نیز به سود ایران تغییری نکرده است. همین "پرستیژ اقتصادی" منفعل سبب می شود که دشمن برای تغییر رفتار جمهوری اسلامی از ابزار تحریم استفاده کند.

 

فهرست صادرکنندگان کالا به جمهوری اسلامی ایران در سال 2016
بر اساس اعلام مؤسسه Trade Map

 

فهرست صادرکنندگان کالا به جمهوری اسلامی ایران در سال 2016

 

 

آنچنانکه مشاهده می شود تراز تجاری ایران با همه ی 8 کشور غربی که جزو 16 شریک اوّل تجاری ایران هستند، منفی می باشد. یعنی ایران هماره بیش از آنچه صادر میکند در حال واردات از آن ها است و نه تنها تجارت با آنها به تولید ایران کمک نمی کند بلکه تبدیل به بازاری برای کالاهای آنها شده است. این تراز منفی تجارت حتّی در مورد کشورهایی مثل صربستان، رومانی، استونی، اسلونی، لوکزامبورگ، پرتغال، جمهوری چک، مجارستان و... در اروپا و کشورهایی مثل آرژانتین با تراز منفی 314 میلیون دلار، گواتمالا، اکوادور، شیلی و اروگوئه نیز صادق است. در مورد کشورهایی مثل آمریکا و کانادا نیز به ترتیب با تراز منفی 182 میلیون دلار و منفی 87 میلیون دلار دست پایین را از نظر اقتصادی دارد.
 
کشورهای همسایه که تراز تجاری ایران با همه ی آنها مثبت است به تنهایی جمعیتی مساوی با اتحادیه اروپا دارند. فارغ از اینکه تعاملات تجاری با کشورهای متعدد شرق و همسایه بر ضریب امنیتی ایران افزوده و امکان آسیب پذیری ایران از تهدیدات سیاسی و اقتصادی دشمن را به شدت کاهش میدهد.
 
 
 
 
 
وضعیت تعامل اقتصادی با کشورهای شرق و همسایه
در مقابل وضعیت تجارت با کشورهای همسایه و نزدیک (شرق) و برخی کشورهای شرق دور حکایت از امکان رشد اقتصادی و رشد تولید و بهبود فضای اشتغال برای داخل را دارد. علاوه بر اینکه کشورهای همسایه که تراز تجاری ایران با همه ی آنها مثبت است به تنهایی جمعیتی مساوی با اتحادیه اروپا دارند. فارغ از اینکه تعاملات تجاری با کشورهای متعدد شرق و همسایه بر ضریب امنیتی ایران افزوده و امکان آسیب پذیری ایران از تهدیدات سیاسی و اقتصادی دشمن را به شدت کاهش میدهد. همین همکاری های تجاری با همسایگان و کشورهای غیر متعهد میتواند سبد ارزی کشور را تنوع بیشتری بخشیده و در مواقع تحریم با استفاده از گزینه هایی چون: پیمان های پولی دو جانبه یا تهاتر بر نبرد اقتصادی دشمن فائق آمد. علاوه بر اینکه موجبات رشد و توسعه اقتصادی در داخل فراهم خواهد شد.

 

04

 

نتیجه اینکه برای جمهوری اسلامی ایران و کشورهای در حال توسعه از این دست، امکانی برای شراکت و تعامل اقتصادی با کشورهای غربی به دلیل حجم بسیار زیاد تولید آنها و بازارهای مصرفی اندکشان، وجود ندارد. بنابراین بر اساس سیاست های اقتصاد مقاومتی باید جغرافیای هدف اقتصادی از غرب به شرق و به خصوص همسایگانی که دارای اقتصاد و تولید ضعیف و البته جمعیت های بسیار زیاد و قرابت های فرهنگی مشترک هستند گردانده شود. این سرّ بیانات رهبر معظم انقلاب در سخنرانی بیست و نهم بهمن 1396 است که فرمودند: «در سیاست خارجی، ترجیح شرق بر غرب، ترجیح همسایه بر دور، ترجیح ملّت‌ها و کشورهایی که با ما وجه مشترکی دارند بر دیگران، یکی از اولویّت‌های امروز ما است.» ناگفته پیداست که بخش مهمی از تصمیمات سیاسی در دنیا تابعی از اقتصاد است.

 

 

*حیدر شمس/ گروه اقتصادی اندیشکده برهان/

نظرات
CAPTCHA